سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
157
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
ولى مخفى نباشد كه رأى اول قويتر بوده و روايتى كه قائلين بقول اول به آن تمسّك كردهاند باعتبار صحت و شهرتش ارجح از روايتى است كه قائلين بقول دوّم به آن تمسّك جستهاند علاوه دليلى را كه قائلين بقول اوّل بروايت مورد استشهادشان ضميمه نمودند سبب مىشود كه عقد نكاح از حكم اوّلش كه لزوم باشد نقل داده شود . تنبيه مخفى نباشد كسانى كه جذام را در مرد عيب دانستهاند برص را نيز به آن ملحق نمودهاند چه آنكه در روايت برص نيز با جذام يك جا ذكر شده است و نيز همانطوريكه زن اگر بخواهد با شوهر جذامى صبر كرده و بزندگانى خودش ادامه دهد اينحكم ضررى است لزوم عقد در مرد مبتلا ببرص نيز همينطور بوده و از قبل چنين حكمى ضرر و اضرار لازم آمده و موجب تعدّى به حق زن مىشود بنابراين بر مرحوم مصنف لازم بود كه بعد از جذام ، برص را نيز ذكر مىفرمود . قوله : عدم ثبوت الخيار لها به : ضمير در [ لها ] به زوجه و در [ به ] به جذام راجعست . قوله : تمسّكا بالاصل : مقصود از [ اصل ] ممكنست اصالة اللزوم يا استصحاب لزوم عقد باشد . قوله : و رواية غياث الضبّى : روايت مذكور را مرحوم شيخ طوسى در كتاب تهذيب طبع جديد ج 7 ص 430 به اين شرح نقل فرموده : ابو على الاشعرى از محمد بن عبد الجبار از صفوان بن يحيى